تبليغاتX
وبلاگی دیگر...

وبلاگی دیگر...

روزنوشت های بهزاد عطاری با کمی نمک

بسوزد این پدر عشق ...

سلام . باز اومدم . این دفعه مطمئن شدم که اون حسی که راجع بهش صحبت کردم عشقه ولی هنوز نفهمیدم با کدوم ق می نویسنش.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 14:11  توسط بهزاد  | 

ق - غ -

سلام دوباره ...

امتحانات من تموم شد . هنوز کارنامه درخشانم رو دریافت نکردم .

ولی وقتی اینکار رو بکنم احتمالا ...

خب ... تو این چند روز یه اتفاق خیلی عجیب واسم افتاده

... یه حس خیلی عجیب ته دلم داره وول می خوره !!!! ...

نمی دونم بهش چی می گن ...

اما شاید عشقه ... آره شاید ... !!

راستی عشق و با کدوم ق می نویسن ؟!!؟!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 16:31  توسط بهزاد  | 

خرداد

خرداد به پایان رسید منم وقت نکردم پست بدم.

چون وقت ندااشتم داشتم می خوندم برای امتحانام .

الان هیچ چیز جالبی برای گفتن ندارم چون دور سرم داره فیثاقورس می چرخه.

خرداد که تموم شد من می مونم و این وبلاگ ...و کمی نمک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 19:15  توسط بهزاد  | 

باید تو رو پیدا کنم !!!!

به بــــــــــه بـــــستني آلاسكا !!!!‌

چه خبر ؟ من خودم ۲ هفته نبودم الان دوباره اومدم.

خوش ميگذره ؟ خانوم بچه ها خوبن ؟

اين چند روز هر كي رو  ميبينم داره اين رو ميخونه :

بايد تو رو پيدا كنم !!‌شايد هنوز هم دير نيست ! تو ساده دل كندي ولي تقدير بي تقصير نيست !

فعلا برم بعدا دوباره ميام

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:38  توسط بهزاد  | 

سال 1389 چگونه سالی بود تا این لحظه ؟!!؟

دوباره سلام

این پست یه نظر سنجی هست می خوام ببینم تا به امروز سال ۱۳۸۹ برای شما چه جور سالی بوده؟

واسه من که سال نسبتا خوبی بود البته بغیر از چند تا مورد که بماند...

برای اینکه همینطوری جو عوض بشه منم در نقش هویج واقع نشم

نظرات خودتونو راجع به سال ۱۳۸۹ در نظرات همین پست ارسال کنید...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 10:52  توسط بهزاد  | 

د پ

دیروز و پریروز خیلی خوب بود . ولی به چیزی که می خواستم نرسیدم امیدوارم دفعه بعد برسم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 10:56  توسط بهزاد  | 

ممنون

از نظراتی که ارسال کردید دوستان ممنونم.

این پست " سال ۱۳۸۹ تا این لحظه چگونه بوده ؟!!؟ " فعلا به صورت ثابت بالا می مونه تا پاسخ های بیشتری بگیره.

ممنون .

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 10:54  توسط بهزاد  | 

سلام

سلام من بهزاد هستم .

اینایی که دیدین پست های تست بود می خواستم بینم بلاگفا کار می کنه یا نه

الو !! صدا می آد ؟؟ آهان خوب درست شد.

من تو این وبلاگ خاطرات خوب و بدم رو اتفاقایی که تو روز برام می افته و اینا رو می نویسم.

خوشحال می شم نظرات شما رو هم بخونم .

به قول سهراب سپهری : اهل "اینجا شو یادم نیست" روزگارم هی بدک نیست "بقیه شو یادم نیست"

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت 10:25  توسط بهزاد  | 

روزگار

روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند ,همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ,ديو هستند و لي مثل پري مي پوشند ,گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند ,آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند, عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند ,خب طبيعي است که يکروزه به پايان برسد عشق هايي که سر پيچ خيابان مئ رسد

+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت 10:22  توسط بهزاد  | 

پست اول

گفتم : تو شیرین منی. گفتی : تو فرهـادی مگر؟ گفتم : خرابت می شـوم. گفتی : تو آبـادی مگـر؟ گفتم : ندادی دل به من. گفتی : تو جان دادی مگر؟ گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتی :تو آزادی مگـر؟ گفتم : فراموشم مکن. گفتی : تو در یادی مگر؟

+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت 10:21  توسط بهزاد  |